حریر خیال
این دفعه رو واقعا نمی دونم چی بنویسم ...
خب واسه اینکه فضا یه کم عوض بشه ،
یه شعر قشنگ می گذارم
یه شعر از یه شاعری که خیلی ها رو درک می کنه
شعری از مهدی سهیلی......
حریر خیال!
ای همه پاک تر ز شبنم و گل!
آن دل گرم و مهربان تو کو؟
نه به ابری،نه آسمان،نه زمین
رفتی از دست من،نشان تو کو؟
ای پرستو!سفر بس است ،بیا!
آشیان،خالی و دلم تنگ است
از دل بی قرارو خسته ی من-
تا صبوری،هزار فرسنگ است
رفتی وآرزوی گمشده را
در امید محا ل،می پیچم
بی تو،شب های نا امیدی را
در هوای وصال می پیچم
به امید لبان گل رنگت-
بوسه های به لب نیامده را-
در "حریر خیال"می پیچم!
|+|
نگارش شده توسط شقایق در چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 23:54

